بلاگ

جریان شناسی اقتصاد اسلامی در ایران

نویسنده:

علی اصغر قائمی‌نیا

 

سال نشر: ۱۳۹۵

 

اقتصاد اسلامی توسط شهید صدر (۱۹۶۰)  به عنوان حوزه­ای تخصصی مطرح شد. بلافاصله بعد از آن، خود شهید صدر با بسط مباحث بانکداری اسلامی به ویژه با همکاری نهادهای مالی کویت نشان داد اقتصاد اسلامی فقط در سطح شعار مطرح نیست و می­توان آنرا به عنوان ابزار کارآمد نیز به خدمت گرفت. موضوعی که شهید صدر نتوانست در اقتصاد اسلامی آنرا پیش ببرد، پیاده­سازی آن در حکومت اسلامی بود. در واقع بواسطه نبود حکومت اسلامی در آن دوره، بحث نظام اقتصادی اسلام در حکومت اسلامی دنبال نشد. انقلاب عظیم ایران در سال ۱۳۵۷ این فرصت را فراهم نمود تا اقتصاد اسلامی مدنظر شهید صدر در عرصه­ی حکومتی تجلی یابد که بواسطه شهادت ایشان در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ این مهم تحقق نیافت.

در ادامه اقتصاد اسلامی به دو شیوه متفاوت نضج یافت. در برخی کشورها مثل ایران، اقتصاد اسلامی مبدّل به دغدغه‌ی ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی در حوزه اقتصاد گشت؛ لذا چیستی و ماهیت اقتصاد اسلامی و چگونگی تأسیس نظام اقتصادی اسلام در رأس فعالیت‌های پژوهشی در این زمینه قرار گرفت. در این نگاه مباحثی نظیر علم، مکتب یا نظام بودن اقتصاد اسلامی و مقایسه‌ی نظام اقتصادی اسلام با سایر نظام‌های اقتصادی نظیر نظام سرمایه‌داری فراوانی بیشتری نسبت به سایر موضوعات داشت.

اقتصاد اسلامی در کشورهایی نظیر مالزی، ترکیه و عربستان به روشی متفاوت توسعه یافت. در این کشورها بواسطه‌ی توسعه‌ی کم‌سابقه‌ی بازارهای مالی و صنعت بانکداری یا تشدید جریان سرمایه‌گذاری خارجی نیاز به مرجعی بود که منویات اسلامی و دینی در این حوزه‌ها را در قالبی علمی و متعارف بیان دارد. لذا اندیشمندان و اقتصاددانان این کشورها بیشتر از آنکه به دنبال توسعه نظری اقتصاد اسلامی باشند، با نگاهی ابزارگرایانه آنرا در خدمت توسعه بازارهای خود گرفتند.

امروز با گذشت بیش از نیم قرن فعالیت اقتصاددانان مسلمان در زمینه­ی اقتصاد اسلامی، نمی­توان موفقیت­های این حوزه از دانش بشری را قابل اعتنا دانست. برخی نیز با استناد به شاخص­های اقتصادی نظیر عدالت اقتصادی، رشد پایدار، رفاه، کارآفرینی و… نشان داده­اند اقتصاد کشورهای اسلامی به مراتب غیراسلامی­تر از کشورهای پیشرفته با اقتصادهای لیبرال هستند. فارغ از صحت این ادعا و روش­شناسی مورد استفاده در رسیدن به آن، می­توان با بررسی وضعیت اقتصادی کشورهای اسلامی کم و بیش به این واقعیت ملتفت شد که اقتصاد اسلامی در آنها جریان ندارد.

این نبشته، با التفات به اسلامی نبودن اقتصاد کشورهای اسلامی به ویژه ایران، به دنبال شناسایی جریان­های اقتصاد اسلامی است. این موضوع کمک شایانی به شناسایی وضعیت اقتصاد اسلامی در ایران می­کند و نشان خواهد داد ضعف و قوت در کدام حوزه­هاست. بنابراین ابتدا آسیب­شناسی از وضع موجود اقتصاد اسلامی ارائه می­شود، آنگاه با توجه به این آسیب­ها سنجه­ای برای عیارسنجی جریان­های موجود در اقتصاد اسلامی ارائه می­گردد. در نهایت با توجه به معیارهای به دست آمده، جریان­های موجود در اقتصاد اسلامی معرفی خواهند شد.

جریان عبارت است از تشکل، جمعیت و گروه اجتماعی معینی که علاوه بر مبانی فکری، از نوعی رفتار ویژه اجتماعی برخوردار است. همچنین جریان­شناسی عبارت است شناخت منظومه و گفتمان، چگونگی شکل­گیری، معرفی موسسان و چهره­های علمی و تأثیرگذار در گروه­های فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.  در این تحقیق جریان شناسی اقتصاد اسلامی قرابت زیادی با تعریف مطرح شده دارد؛ هرچند ترجیح بر این است که ملاک تمایز جریان­ها از هم، نه اشخاص و پایگاه­ها، که کتب، مقالات و مصاحبه­های موجود باشد. بنابراین هیچ جای تعجب نخواهد داشت که خواننده­ی متن، یک متفکر اقتصاد اسلامی را به واسطه­ی آثار مکتبوب متفاوت، در بیش از یک جریان مشاهده نماید.

در این تحقیق سعی بر آن شده تا به فراخور موضوعات و جریان­ها، مطالعات موردی در قالبی جدا عرضه گردد تا مخاطب بتواند مستقلاً با آنها مواجهه داشته باشد.

 

فایل دانلود

کتاب الکترونیک جریان شناسی اقتصاد اسلامی در ایران

انتشارات, کتاب‌های الکترونیک, متن کامل آثار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *