بلاگ

دربارۀ روابط درونی و بیرونی در انواع موسسات آموزشی- تحقیقاتی

تهیه شده در دفتر پژوهش مرکز آموزش و تربیت اشراق – تیرماه ۱۳۹۶

نویسنده: امیر راقب

مقدمه

موسسات و مجموعه‌های علمی- تحقیقاتی و آموزشی طبقه‌بندی های مختلفی دارند. امروزه در آغاز سدۀ بیست و یکم ساختارهای جا افتاده‌ای برای کار علمی و پژوهشی در دنیا وجود دارد که هریک با تمایزها و تفاوت‌هایی نسبت به یکدیگر، به ایفای نقش خاص خود نسبت به حوزۀ علم و نیز قلمروی «مسائل عمومی» مشغولند. بدیهی است که با پیچیده تر شدن جوامع متأخر، و نیز با گسترده و وسیع‌تر شدن مسائلی که جوامع و دولتها با آن دست به گریبانند؛ وضعیت نهادهایی که به فعالیت‌های علمی و پژوهشی مشغولند و انتظاراتی که از این نهادها و جود دارد و نیز روابط بیرونی و درونی نهادها و موسسات پژوهشی، پیچیده‌تر و غامض‌تر شده است. در مواردی، مرز میان انواع مجموعه‌های علمی و پژوهشی، هرچه کمرنگ‌تر شده است اما اینگونه نیست که نتوانیم به یک «سنخ‌شناسی» دربارۀ انواع مختلف موسسات علمی و تحقیقاتی دست پیدا کنیم. در یک ارزیابی عمومی، سه گونه موسسۀ علمی- تحقیقاتی شاخص را می‌توان از هم تفکیک کرد:

  • گونۀ نخست، سازمان‌های بزرگ آموزش و ترویج علم هستند که از آنها تحت عنوان آکادمی یا «دانشگاه» یاد می‌شود.
  • گونۀ دوم «پژوهشکده ها» هستند که موسساتی تحقیقاتی عموما وابسته به دانشگاهها و مراکز بزرگ عمومی و دولتی هستند.
  • و سوم، «اندیشکده‌ها» (think tank) ها هستند که خودِ آنها گونه‌های مختلفی دارند.

اینکه یک مجموعۀ علمی- تحقیقاتی که در شرف طراحی و تأسیس قرار دارد،  کدام یک از الگوهای سه گانه ی فوق را برمی‌گزیند؛ دانشگاه است، پژوهشکده است یا اندیشکده است؛ فراتر از ملاحظات فنی- اجرایی موجود در این گزینش، تبعات فراتری برای گردش کار آن موسسه، عمق و گسترۀ علمی و پژوهشی آن، حوزۀ نفوذ آن، انتظاراتی که افراد مشغول در آن موسسه و دیگران در بیرون از آن موسسه از آن خواهند داشت، شیوۀ تأمین منابع مالی و الگوی درآمدزایی آن و مسائل دیگری از این دست خواهد داشت. بنابراین باید توجه داشت که شناخت وجوه تمایز دانشگاه، پژوهشکده و اندیشکده از یکدیگر، تنها در صورتی مفید و اثربخش خواهد بود که بتوانیم این وجوه تمایز را در نقاط مؤثر تمایز نشان دهیم.برخی از مهم‌ترین این نقاط عبارتند از:

  • حوزۀ عمومی یا حوزۀ نفوذ دانشگاه، پژوهشکده و اندیشکده، هریک چگونه است؟
  • چه طرحی از علم، یا چه سطحی از کار علمی، دانشگاه، پژوهشکده و اندیشکده را از یکدیگر جدا می‌کند؟
  • روابط درونی، داخل هریک از این سه موسسه علمی چگونه از یکدیگر متمایز می شود؟
  • روابط بیرونی هریک از این موسسات با دولت و دیگر کارفرمایان عمومی و خصوصی چگونه تعریف می‌شود؟

به این ترتیب، شاخصی در دست خواهیم داشت که با آن می‌توانیم با هدف بهره‌مندی از هریک از خصیصه‌های منفردِ دانشگاه، پژوهشکده و اندیشکده، سامان موسسۀ تحقیقاتی خود را به سوی مدنظر سوق داده و ای بسا بتوانیم تلفیقی از برخی از خصیصه‌های هریک از این گونه ها را در کار آوریم. هرچند در تلفیق مولفه‌های متفاوت باید درنظر داشته باشیم که مؤلفه‌ای که وهلۀ اول، دانشگاه را از پژوهشکده و اندیشکده جدا می‌کند؛ نگرش به علم در هریک از این سه نهاد و انتظاری است که در هریک از انواع این موسسات از علم برای گسترش درونزای علم و یا برای مواجهۀ موثر علم با «مسائل بیرونی» داریم.

الف : دانشگاه

در تعریف دایره المعارف «بریتانیکا»، دانشگاه موسسه‌ای است که به انتقال آموزش‌های عالی و یا پژوهش حول رشته‌های علمی می‌پردازد. دانشگاهها عموما امکان تحصیلات علمی در دو مقطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی را فراهم می‌کنند. تبار دانشگاه (university) به universitas  در زبان لاتین باز می‌گردد که به معنای «جماعت معلمان و شاگردان» بود (دایره المعارف بریتانیکا، جلد ۱۱، ۱۹۱۱ ). نخستین دانشگاهها در ایتالیا تأسیس شد که تکامل یافتۀ مدارس مذهبی کاتولیک بود و کسانی که ذیل تعالیم مذهبی کلیسا قرار داشتند را در سنین میانه جذب و آموزش های تکمیلی می داد. در سده‌های میانه، «انجمن معلمان و شاگردان» جماعتی با حقوق مشروع همگانی (مُشاع) بود که آن حقوق از سوی شاهان،  اُمرا، اسقف ها و مقامات اعظم کلیسا و یا فرمانداران شهرهایی که این جماعت ها در آن مستقر بودند؛ تضمین می‌شد (colish, 1997:267 ).

  • دانشگاههای مدرن : تحول در نگرش به علم.

آنچه دانشگاهها در معنای مدرن را از تعاریف کلاسیک آن جدا می‌کند؛ تأکید و تمرکز دانشگاههای مدرن  بر مرزگذاری میان علوم و گردش کار مبتنی بر تفکیک دیسیپلین های علمی از یکدیگر است. به بیان دیگر، ذیل تلقی عامی که از وحدت علوم (تحت اشراف آموزه های کلیسا) در سده های میانه وجود داشت؛ دانشگاهها و مراکز علمی آن دوره، عملا ابعاد کاری متنوع و گسترده‌ای نداشتند و موضوعات کاری‌شان و به تبع آن سلسله مراتب اداری‌شان بسیط و ساده بود. برای مثال در دانشگاههای اروپایی سده‌های میانه، مردان جوان، در سطوح اولیه دانشگاهی، دوره‌ای موسوم به  trivium را می‌گذراندند که شامل دروس عمومی همچون هنرها، گرامر، خطابه، دیالکتیک یا منطق بود و دورۀ تکمیلی نیز موسوم به quadrivium (معادل سال چهارم دوره لیسانس) شامل دروسی همچون ریاضی، زمین شناسی، موسیقی و ستاره شناسی بود (grendler , 2004:2).  طبقه بندی‌ای از علوم و به تبع آن، سلسله مراتبی از سامان علمی- اداری وجود داشت که چندان با منطقی که امروزه اساس کار در دانشگاههای جدید قرار دارد، منطبق نبود. اما در دانشگاههای مدرن، ذیل طرح مدرن از اتونومی علوم، ما با مراکز علمی بزرگی مواجه هستیم که هریک استوار بر طبقه‌بندی مدرن از شاخه‌های علوم و دانش‌ها،  سازماندهی شده و بر اساس همین ضابطه، دانشکده‌هایی دارند که در آنها حجم معینی از دانش‌ها در سیر مشخصی از زمان و بر اساس اولویت‌های معین، به دانشجویان منتقل می‌شود. مدخل آنلاین دانشگاه آکسفورد، تمایز دانشگاههای مدرن را با الگوی پیشامدرن آکادمی، اینگونه صورت‌بندی کرده است:

«دانشگاه در کاربست مدرن آن، موسسه‌ای جهت ترویج آموزش‌های عالی است که عمدتا به آموزش‌های علمی مشغول است که به «حرفه آموزی» نظری ندارد و هدف آن، ارائۀ مدرک حرفه‌ای تخصص در یک شاخه از علم است که به دانش آموختگان آن شاخه پس از طی دوره‌ای که از پیش، تعیین شده است اعطا می‌گردد».

در طول قرن‌های پانزدهم تا هجدهم، بر همین اساس بر تعداد دانشگاهها و رشته‌های علمی افزوده شد، به طوری که در پایان قرن هجدهم ۱۴۳ دانشگاه در اروپا که هریک شامل رشته‌های مختلف علمی بودند وجود داشت. البته در دوران اولیۀ مدرن، دانشگاهها به مانند امروز به مراکزی بزرگ با تعداد زیادی دانشکده و موسسۀ وابسته، اطلاق نمی شد اما رفته رفته شکلی از تمایز گذاری های جدید مبتنی بر منطق اتونومی علمی، دانشگاهها را به شکل امروزی آن نزدیک و نزدیک تر ‌ساخت.

طی قرن هجدهم با ظهور «ژورنال‌های علمی» مواجه هستیم که از سوی دانشگاههای بزرگ اروپا با هدف انتشار یافته‌های متقن علمی، منتشر می‌شد. بسیاری از آنچه اکنون نام «علم» گرفته است؛ دستاوردهایی است که ابتدائا در ژورنال‌های علمی سده‌های هجدهم و نوزدهم اروپا منتشر ‌شدند. اواسط قرن نوزدهم، دوران شیوع الگوی فرانسوی و آلمانی دانشگاه در سراسر دنیا است. الگویی که تحت آموزه‌های متفکرینی همچون «فردریش هومبولت»، «شلایر ماخر»، «شلینگ» و دیگران قرار داشت. تا آن هنگام، دانشگاهها همچنان تحت تأثیر مناسبات کلان سیاسی و مذهبی قرار داشتند. تأثیر نفوذ دستگاه حاکمه  بر مناسبات درونی دانشگاهها تا این قرن همچنان ادامه داشت. برای نمونه، King’s College London   در سال ۱۸۲۹ با حمایت‌های مالی مستقیم رکن سلطنتی و توسط «شاه جورج چهارم» و فرماندار ویلینگتون بنیان گذارده شد. بدیهی است که حمایت از علم در این دوران، هنوز تا حد زیادی، تحت تأثیر علایق خاص علمی شاهان و یا ذیل عملیات سیاسی شاه و کلیسا در برابر هم تعریف می‌شد. به گونه‌ای که اگر یک پادشاه در یک کشور، با کلیسای رسمی آن کشور، روابط مسالمت آمیزی داشت، تأسیس مراکز علمی، عمدتا با نظارت و مدیریت کلیسا ادامه می‌یافت اما در کشورهایی نظیر انگلستان و فرانسه، که دیوان پادشاهی با کلیسا منازعات طولانی مدتی داشتند؛ شاه به تنهایی مراکز علمی تأسیس می‌کرد که در آن، علوم برآمده از «نهضت روشنگری» بر علیه سلطۀ سیاسی و علمی کلیسا تدریس و ترویج می‌شد. ظهور شکل منحصربه فردی از دانشگاهها تحت عنوان «دانشگاههای ملی» که مستقیما توسط دولت ملی – و عمدتا به عنان بخشی مجزا از آموزش‌های کلیسایی- تأسیس و مدیریت می‌شد؛ رفته رفته در این دوره رواج یافت.

  • قرن بیستم: کاربردی سازی علوم

در اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم، با ظهور تدریجی دولت- ملت‌های جدید (برآمده از تحولات پس از اعلامیۀ وستفالی) رفته رفته، وضعیت دانشگاه نیز دگرگون شد. از آنجایی که در این دوره، «دولت ملی» به عنوان یک دستاورد سیاسی تازه و بدیع، در حال شکل گرفتن بود و در این مسیر، مسائل و بحران‌های پیچیده‌ای بر سر راه تثبیت موقعیت خود داشت؛ رفته رفته دست دولت به سوی نهاد علم، درازتر شد و از دانشگاهها خواسته شد تا برای مسائل دولت (در آن هنگام، عمدتا مسائل فنی، حقوقی و اداری) چاره جویی کنند. به این ترتیب، حمایت دولت از علم، رفته رفته، جنبۀ «اشرافی» خود را از دست داد و جنبۀ «کاربردی» پیدا کرد. این به معنای آن بود که علوم نیز باید هرچه بیشتر، جهات کاربردی خود را روشن می‌کردند و دانشگاهها نیز باید خود را از طریق نشان دادن قدرت علم، در ارائه پیشنهادات کاربردی برای حل مسائل دولت، موجه و قدرتمند می‌ساختند. از آنجا که مناسبات مالی دانشگاهها همچنان تا حد زیادی در اختیار دولتها قرار داشت؛ بروکراسی رو به گسترش درون دانشگاهها، به دست گشودۀ دولتها به سوی دانشگاه، روی خوش نشان دادند؛ هرچند در ابتدای این دوران، از سوی اندیشمندان بزرگی همچون «شلینگ»، مخالفت‌هایی با هجوم ایدۀ «کاربردی سازی علم» به دانشگاهها و به ساحت کار علمی، ابراز شد (رجوع کنید به مجموعه سخنرانی های شلینگ دربارۀ ایدۀ دانشگاه)، اما از آنجا که آموزش دانشگاهی نیز رفته رفته، عمومی تر شده بود؛ دفاع از دانشگاه، با جانبداری از مطلق کار علمی، حنایی بود که دیگر چندان رنگی نداشت.

 

  • دانشگاه در عصر ما : بنگاههای توسعه علم

رفته رفته، دانشگاهها در نسبت با مناسباتی که با علم از یک سو و با بیرون از دانشگاه از سوی دیگر برقرار شده بود؛ اصول موضوعه‌ای را به شکل گسترده و عمومی در دستورکار خود قرار دادند. اصولی که امروزه تقریبا دانشگاهها در سراسر دنیا به نحو موثری، بر اساس آن سازمان یافته‌اند. اندرسون رابرت، در مقالۀ مشهور «ایدۀ امروز دانشگاه»   که مارچ ۲۰۱۰ در ژورنال «تاریخ و سیاست بریتانیا» منتشر شده است، این اصول کلی را به این نحو جمع بندی کرده است : «موسسات دانشگاهی امروزه بر چهار هدف، که به نحو بنیادین، سیستم آنها را متوازن می‌سازد استوار هستند. این اصول چهارگانه عبارتند از :

  • آموزش مهارت ها
  • ارتقای قدرت کلی ذهن دانشجویان، نه صرفا با هدف تربیت متخصص، بلکه با انگیزۀ تربیت مردان و زنان فرهیخته
  • حفظ تعادل میان روحیۀ پژوهش و تحقیق با روحیۀ آموزش و تدریس علوم؛ به نحوی که تدریس و پیشرفت در یادگیری یک شاخۀ علمی، از شور و انگیزه برای کنجکاوی در قبال حقیقت، جدا نشود.
  • اشاعۀ فرهنگ عمومی مبتنی بر استانداردهای رایج شهروندی».

ملاحظه می‌شود که هرچند آموزش دانشگاهی در قرن بیستم و بیست و یکم جنبۀ عمومی یافته است و از دانشگاه، آشکارا انتظاراتی در قبال ارتقاء و رشد دانش عمومی جامعه و تحقیق و تتبع در قبال مسائل اساسی جامعه می‌رود؛  اما آنچه همچنان دانشگاه را (به عنوان یک موسسۀ آموزشی و پژوهشی) از دیگر انواع موسسات، متمایز می‌کند؛ تکیه و تأکید دانشگاه بر «فعالیت علمی» به عنوان هدفی است که به تنهایی، واجد مطلوبیت ذاتی است. عمومی و همگانی شدن آموزش دانشگاهی نیز هرچند شاید نحوۀ ادارۀ دانشگاهها را تا حدی از «اشرافیت مالی و سیاسی» سده‌های ۱۷ و ۱۸  به نفع تأمین هزینه‌ها از طریق منابع عمومی، تغییر جهت داده است، اما آنچه دانشگاهها کماکان از سنت سده‌های میانی خود دارند؛ تأکید بر موضوعیت و اولویت علم، بر هر ملاحظه‌ی ثانوی است. در واقع دانشگاه حتی پس از گسترش موج «نگرش کاربردی» به علم (نیمه سده نوزدهم به بعد) نهادی است که همچنان مرکزیت «علم» را هم در سازمان اداری و بوروکراتیک خودش و هم در الگوی روابط درونی و بیرونی خود حفظ کرده است. مسإلۀ اساسی برای دانشگاه، کماکان، ترویج و توسعۀ کمّی و کیفی شاخه‌های مختلف علوم است که از طریق کرسی‌های تخصصی، و آموزش‌های مدون که کماکان بخش اصلی گردش کار دانشگاه و سازمان درونی و بیرونی دانشگاه (الگوی روابط داخلی دانشگاه و پیوند دانشگاه با خارج از خود) را تشکیل می‌دهند، پیگیری می‌شود.

در سالهای اخیر، ذیل الگوهای مدیریتی نئولیبرال، دانشگاهها هرچه بیشتر به سمت و سوی «شرکت‌های تجاری» با ضرورت توجه به توجیه اقتصادی فعالیت‌های علمی‌شان، سودآوری فعالیت‌ها و به تبع آن، نادیده گرفتن علقه‌های فکری ناب، سوق داده شده‌اند. موضوعی که باعث شده است، حتی مسأله‌ای محوری همچون «آموزش و تربیت» که برای سالیان درازی، مهم‌ترین هدف گذاری عمومی و وظیفۀ اختصاصی دانشگاهها شمرده می‌شد؛ به نفع آنچه تضمین «گردش مالی» دانشگاه، وابسته به طرح‌های پژوهشی کاربردی است، نادیده گرفته شود. مساله ای که زمینۀ گسترش نهادهای واسط دوجانبه‌ای که میانجی دانشگاه و حوزۀ عمومی صنعت و مشاغل و سازمانهای خدماتی و … هستند را فراهم کرده است و شکل جدیدی از موسسات تحقیقاتی که «پژوهشگاه»ها و «پژوهشکده»ها هستند را پرورانده است.

ب: پژوهشگاه / پژوهشکده

پژوهشکده‌ها موسساتی هستند که به منظور اقدامات تحقیقاتی تأسیس شده‌اند. یک پژوهشکده ممکن است بر تحقیقات بنیادین متمرکز باشد یا پژوهش‌های کاربردی را در دستور کار خودش قرار دهد. هرچند پژوهشگاهها عمدتا مراکز تحقیقاتی هستند که در علوم محض و علوم مهندسی و طبیعی، مشغول به کارند اما پژوهشکده‌های شناخته شده‌ای نیز در جهان هستند که به کار در حوزۀ علوم اجتماعی – خصوصا با اهداف جامعه‌شناختی و سیاسی- تاریخی مشغولند (برای نمونه: پژوهشگاه آمریکایی توسعۀ سیاست: American Research Institute for Policy Development ). به بیان دیگر، هرچند به مانند دانشگاهها، در انواع پژوهشگاههای تحقیقاتی نیز گسترۀ وسیعی از موضوعات، در رشته‌های مختلف مورد مطالعه قرار می‌گیرد؛ اما برخی خصیصه‌های متمایز و منحصربه فرد را برای یک پژوهشگاه/ پژوهشکده می‌توان برشمرد که این سنخ از موسسات تحقیقاتی را از دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی بزرگ (به طور خاص، دانشگاه و اندیشکده) متمایز می‌سازد.  در ادامه به برخی از مهم ترین مولفه‌های متمایز کننده  پژوهشگاه / پژوهشکده از دانشگاه می‌پردازیم.

  • تمایز میان سازمان داخلی دانشگاه و پژوهشگاه / پژوهشکده

پژوهشکده‌ها هرچند در زمینۀ علوم مختلف، فعالیت می‌کنند؛ اما هدف‌گذاری و سازمان درونی و بیرونی آنها هرگز به مانند دانشگاهها استوار بر اولویت‌های آموزشی و تربیتی نیست. در واقع هرچند پژوهشکده‌ها معمولا در ساختار خودشان، چیزی شبیه و یا کاملا منطبق با «هیأت‌های علمی» دارند؛ اما بنابه تعریف، هدف‌گذاری آنها یا اساسا آموزش و ترویج علم نیست؛ و یا اگر هم یک پژوهشکده به فعالیت‌های آموزشی می‌پردازد؛ معمولا آموزش در جهت تنقیح مسائلی علمی تا جایی است که فعالیت‌های تحقیقاتی پژوهشکده را به لحاظ نظری، حمایت و هدایت می‌کند. به بیان دیگر، آنچه سازمان علمی یک پژوهشکده را سامان می‌دهد، نه طبقه‌بندی‌های بیرونی علوم و دانش‌ها و اوتونومی آنها نسبت به یکدیگر، بلکه مسائلی است که یک پژوهشکده، برای مواجهۀ مسأله‌شناسانۀ با آن تأسیس شده است. برای مسائل «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» را در نظر بگیرید. این پژوهشگاه که خود شامل چندین پژوهشکده است در سال ۱۳۶۰ از ادغام ۱۲ موسسۀ پژوهشی با تصویب هیأت دولت و تحت مدیریت وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت تشکیل شد. یکی از اهداف اصلی از تأسیس این پژوهشگاه بر اساس اساسنامه آن، «تقویت جایگاه علوم انسانی در کشور با توجه به مقتضیات جوامع امروزی» بوده است. بر این اساس، هرچند پژوهشگاه، اهداف آموزشی و تربیتی نیز برای خود تعریف کرده و حتی در سالهای اخیر، از آزمون سراسری ورود به دانشگاهها و موسسات آموزشی کشور، در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشجو نیز می‌گیرد؛ اما طرح درس‌ها، عناوین آموزشی و بعضا حتی الگوی تدریس اعضای هیأت علمی این پژوهشگاه، کمترین انطباقی با آنچه به طور متعارف در دانشگاههای سراسر کشور انجام می‌شود و غالبا از سوی وزارت علوم برای دانشگاهها ابلاغ شده است، ندارد. به بیان دیگر، مسألۀ علم، در پژوهشگاهها، کمتر ناظر به «ترویج» گونه‌های متعارف علوم و دانش‌ها و بیشتر «تبیینی»، «تحقیقی» و «مسأله محور» است.

۲      – روابط بیرونی دانشگاه و پژوهشگاه / پژوهشکده

دیگر تمایز مهم پژوهشگاهها / پژوهشکده ها از دانشگاهها، تفاوت در روابط بیرونی این دو نهاد علمی است. در اینجا دو الگوی شناخته شده وجود دارد. یا پژوهشگاه توسط یک مرکز علمی – دانشگاهی تأسیس شده است و یا یک سازمان دولتی – عمومی برای پیگیری اهداف خود، پژوهشگاه و پژوهشکده‌ای تأسیس کرده است. سایر انواع، در دوری یا نزدیکی با این دو مدل اصلی، سازماندهی شده‌اند. در ادامه، این دو مدل را اجمالا به تفکیک بررسی می‌کنیم.

۲-۱- پژوهشگاههای وابسته به دانشگاهها :

پژوهشکده‌ها ممکن است توسط یک دانشگاه تأسیس شده باشند، اما حتی در اینصورت نیز پژوهشکده‌ای که از سوی یک دانشکده تأسیس شده است؛ به عنوان بازوی آن دانشکده / دانشگاه در برقراری روابط علمی – تحقیقاتی با دیگر مراکز رسمی و نهادهای مرتبط داخلی و خارجی در نظر گرفته می‌شود. مراودات علمی دانشگاهها عمدتا مستقیما با دانشگاهها و مراکز علمی معتبر است اما پژوهشکده‌ای که توسط یک دانشگاه / دانشکده تأسیس می‌شود؛ امکانات عمل وسیع‌تری دارد و می‌تواند خارج از برنامه‌ریزی رسمی دانشگاه، ارتباطاتی را با اشخاص، نهادها و سازمانهای حقیقی و حقوقی برقرار کند و پیوند – عمدتا غیر رسمی- دانشگاه با آن مراکز و اشخاص را تمهید کرده و برنامه‌های کاری مشترکی طراحی و اجرا نماید.

نمونه‌های مشهور داخلی و خارجی زیادی وجود دارد که یک پژوهشگاه یا پژوهشکده، مستقیما از سوی یک دانشگاه بزرگ تأسیس شده است. در ایران، نخستین پژوهشکده دانشگاهی، «مرکز مطالعات عالی بین‌المللی» است. یک موسسۀ تحقیقاتی است که مستقیما وابسته به دانشگاه تهران و دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه است. بر اساس اطلاعاتی که در پرتال اینترنتی آن موسسه در دسترس عموم قرار گرفته است، «فعالیت این مرکز به عنوان اولین مرکز مطالعات دانشگاهی در ایران به صورت آموزش و پژوهش در زمینه مسائل روابط بین المللی» در سال ۱۳۴۴ آغاز شده است. هدف مرکز، «پژوهش، مطالعه، آموزش، مشاوره، نشر و کارآموزی در امور بین المللی و به خصوص مسائلی که از نظر کشور ایران اهمیت دارد» عنوان شده است و وظایف آن عبارت است از : «

  • انجام دادن مطالعات و پژوهش های علمی به دست استادان و متخصصان مسائل بین المللی با همکاری محققان و دانشجویان.
  • برگزاری برنامه های علمی اعم از همایش، سخنرانی و دوره های کوتاه مدت آموزشی در زمینه مطالعات بین المللی.
  • همکاری با مراکز علمی و پژوهشی برای اجرای طرح های مشترک پژوهشی.
  • ارائه خدمات علمی، آموزشی و پژوهشی به دانشجویان و پژوهشگران در زمینه روابط بین الملل.
  • انتشار کتب، مقالات و نشریه های علمی.

چنانکه مشاهده می‌کنید، در حال حاضر، فعالیت‌های مرکز مطالعات عالی بین المللی، متمرکز بر برقراری پیوندهایی پژوهشی و تحقیقاتی با آن دسته از مراکز و افرادی است که به لحاظ ترتیبات قانونی- آیین‌نامه‌ای، عمدتا نمی‌توانند با دانشگاهها طرف همکاری مستقیم قرار بگیرند. البته مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، طرح‌های پژوهشی مشترکی را نیز با وزارت خارجه (دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی این وزارتخانه ) اجرا کرده است.

۲-۲-  پژوهشگاههایی که توسط مراکز بزرگ دولتی و صنعتی تأسیس شده‌اند:

گونه‌ای دیگر از پژوهشکده ها نیز توسط سازمان‌ها و موسسات دولتی و حکومتی تأسیس می‌شوند. یک مجموعۀ دولتی، عطف به وظایف و مسئولیت‌هایی که دارد، ممکن است به منظور پشتیبانی نظری- تحقیقاتی از اهداف و برنامه‌هایش، یک  پژوهشکده / پژوهشگاه تأسیس کند. در اینصورت، آنچه از پژوهشکدۀ مزبور، انتظار می‌رود، تهیه و اجرای طرح‌های پژوهشی و تحقیقاتی به گونه ای است که بتواند نیازهای پژوهشی آن سازمان و نهاد را از طریق ارتباط با اساتید دانشگاه، دانش‌پژوهان و کارشناسان فعال در حوزۀ عمومی آن رشته از دانش، تأمین کند. درواقع اگر چنانچه پژوهشکده‌ای که توسط یک دانشگاه، تأسیس می‌شود (برای نمونه، مرکز مطالعات عالی بین‌المللی) مسئولیت برقراری ارتباط دانشگاه با مراکز و اشخاص فعال در یک حوزه از فعالیت‌های علمی و خدماتی خاص را بر عهده دارد که عمدتا تحت ضوابط رسمی دانشگاه، محدودیت‌هایی برای ارتباط با دانشگاه دارند ولی دانشگاه مایل است از خدمات آنها بهره مند شود؛ در حالت اخیر، یعنی وقتی یک پژوهشکده، توسط یک سازمان دولتی و عمومی، تأسیس می‌شود؛ هدف‌گذاری اصلی، پیگیری ایده‌هایی همچون «پیوند صنعت و دانشگاه» یا «پیوند دولت و دانشگاه» و  بهره‌مندی از ایده‌های علمی به نحوی هدفمند برای پیش‌برد اهداف آن سازمان است. ایده‌هایی که شاید اگر نتواننند در زمینۀ علمی آن پژوهشگاه / پژوهشکده، طرح شده و از سوی سازمان مزبور، حمایت شده و یا اهداف آن سازمان را حمایت و پشتیبانی علمی کنند؛ هرگز دست آن سازمان به آن ایده‌ها نخواهد رسید.

«موسسۀ آموزشی و تحقیقات دفاعی» وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در زمرۀ پژوهشکده‌هایی است که توسط یک نهاد عمومی (دولتی) به منظور پشتیبانی پژوهشی و تحقیقاتی در راستای اهداف وزارت دفاع تأسیس شده است. طبق آنچه در پورتال اطلاع‌رسانی وزارت دفاع قید شده است، موسسۀ تحقیقات دفاعی، «مسئوليت انجام، هدايت و راهبري، آموزش، تحقيق و توسعه صنعت دفاعي تحت تدابير فرماندهي معظم كل قوا جهت ارتقاء سطح علوم و تكنولوژي دفاعي و نيل به خودكفائي در صنايع نظامي» را عهده دار مي‌باشد. موسسه متکفل شده است که از طرف وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، در زمینۀ دانش و فناوری، اهدافی نظیر :

  • هدفگذاري، سياستگذاري، هماهنگي و اجراي تحقيقات علمي و فني
  • توسعه دانش و فناوري دفاعي،‌ توسعه زيرساخت صنعت دفاعي
  • پايش خودكفايي صنايع دفـاعي به منظور رهنمون سازي جريان تحقيق و توسعه صنعتي در مسير توسعه و بهبود مستمر بنيه دفاعي بر اساس سياست هاي ابلاغي

چنانکه ملاحظه می‌شود، مراجعه به ذخیرۀ دانش دفاعی، نظامی و استراتژیک در این پژوهشکده، کاملا ناظر به نیازهای عمومی سازمان بالادستی است و مسألۀ علم در اینجا :

اولا: به ما هو علم مطرح نیست و مطلوبیت ذاتی ندارد.

ثانیا: ناظر به ترویج و توسعه علم نیست و یا لااقل توسعه علم، هدف ثانویه است.

ثالثا: از حوزۀ علم، انتظار می‌رود که در عین ورود تخصصی به موضوع، دقیقا ناظر به نیازهای سازمان بی‌اندیشد.

رابعا: حوزۀ علم نیز انتظار دارد که در پیگیری اهداف سازمانها و نهادهای عمومی، استقلال علمی او محترم شمرده شود و خدشه‌ای به اصالت کار علمی وارد نشود. در عین حال، حوزۀ علم به تفکر برای حل مسائل سازمان طرف خود، متعهد است.

پژوهشکده‌ها سازمانی منعطف‌تر از دانشگاهها دارند. انعطافی که چنانچه اشاره شد ناشی از :

  • تلاش موسسات علم پژوهشی آزاد برای فراتر رفتن از مرزهای علوم دانشگاهی و آکادمیک ؛
  • تلاش دانشگاهها و مراکز بزرگ علمی برای برقراری حلقۀ پیوند با دولت، صنعت و نیز صاحبان نظرانی که به لحاظ سنت علمی و قوانین آیین‌نامه‌ای دانشگاه، راهی به دانشگاه ندارند و دانشگاه مایل به بهره‌مندی از ظرفیت آنهاست؛ و یا :
  • تلاش بروکراسی‌های رسمی دولتی و اداری است که با حفظ موقعیت نهاد علم، امکان توسعۀ علمی حیطۀ کاری (صنعت، خدمات، فرهنگ، اقتصاد و…) خود را فراهم کرده و حوزۀ عمومی علم را پای دغدغه‌ها و مسائل واقعی خود آورد.

پ: اندیشکده‌ (Think Tank)

بنا به تعریف دایره المعارف  Webster یک think tank سازمانی شامل گروه (گروههایی) از افراد است که ایده‌های تازه را دربارۀ یک موضوع خاص می‌کاوند و مشورت‌هایی دربارۀ آنچه باید انجام شود را ارائه می‌دهد. در تعریفی دیگر، Think tank   موسسۀ سیاستی یا موسسۀ تحقیقاتی،  سازمانی است که بر تحقیق و تفحص روی موضوعات مختلفی نظیر سیاست اجتماعی، راهبرد سیاسی، اقتصاد، علوم نظامی، تکنولوژی و فرهنگ استوار است و در هر موضوع، ایده‌ای عمدتا بدیع را طرح و از آن جانبداری می‌کند. اغلب این موسسات، غیرانتفاعی هستند، در برخی کشورها نظیر کانادا و ایالات متحده، معافیت‌های مالیاتی فراوانی شامل حال آنها می‌شود. در مواردی نیز این موسسات توسط دولت‌ها، بنگاههای سرمایه‌گذاری، گروههای کاری و یا پیمانکاران پروژه‌های تحقیقاتی – به عنوان مشاور- تشکیل می‌شود (Diane Stone, 2006:149).

  • تاریخچه

یاکوب سول، استاد تاریخ دانشکده کالیفرنیای جنوبی، معتقد است هرچند اندیشکده‌ها پدیده‌های مدرنی هستند ولی تبار تاریخی شان به آکادمی‌های علوم انسانی و شبکه‌های علمی قرن‌های شانزده و هفده می‌رسد. زمانی که پادشاهان اروپا در مناقشه با کلیسای کاتولیک بر سر پرداخت یا عدم پرداخت مالیات به دستگاه دیوانی شاه، گروههای مستقلی از حقوقدانان را به عنوان مشاور، استخدام کردند. سول اضافه کرده است که در اواخر قرن ۱۶ و اوایل قرن ۱۷ میلادی، وقتی اغلب تخصص‌های علمی دانشمندان و مدارس مستقل، به مسائل دولت‌ها مرتبط شد؛ نطفۀ چیزی شبیه به اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر امروزی گذارده شد. سابقۀ بسیاری از اندیشکده‌های معتبر کنونی، به قرن نوزدهم میلادی باز می‌گردد. برای نمونه، «موسسۀ دفاع و امنیت» (RUSI) در ۱۸۳۱ در لندن تأسیس شد. «جامعۀ فابین‌ها» در بریتانیا در سال ۱۸۸۴ تأسیس شد. قدیمی ترین اندیشکدۀ آمریکایی، «بنیاد کارنگی برای صلح» ( Carnegie Endowment for International Peace) در ۱۹۱۰ در واشنگتن دی.سی توسط یک خیّر آمریکایی به نام «اندرو کارنگی» تأسیس شد. کارنگی، از بنگاههایی که هدفشان «تسریع در پایان دادن به جنگی بین‌المللی که آثار تلخی بر تمدن ما می‌گذارد» بود حمایت می‌کرد(Encyclopedia of the United Nations: Routledge, 2004 ).

موسسۀ بروکینگز در مدت کوتاهی پس از آن، در ۱۹۱۶ توسط رابرت. اس. بروکینگز تأسیس شد که انجام «تحقیقات دوجانبه» به شیوۀ مؤسسات آکادمیک را مدنظر داشت و هم‌اکنون تمرکزش بر پاسخگویی به نیازهای دولت فدرال است. از ۱۹۴۵ به بعد، انبوهی از موسسات سیاستی با مقیاس کوچک که روی انبوهی از موضوعات متنوع و دستورالعمل‌های سیاستی متمرکز بودند، شکل گرفتند.

  • اندیشکده‌ها و دولت‌ها

در دهه ۱۹۴۰ اغلب اندیشکده‌ها (think tank) تحت عنوان «موسسات»، شناخته می‌شدند. در طول جنگ جهانی دوم think tank ها «مغزافزار» دولت‌ها درنظر گرفته می‌شدند. در سراسر قرن بیستم موسسات سیاست‌گذاری عمومی غیر وابسته، موسساتی تحقیقاتی بوده‌اند که از پی به انجام رساندن پروژه‌هایی تحقیقاتی، خدماتی مشاوره‌ای به بنگاهها و موسسات دولتی و غیر دولتی ارائه می‌دهند.

انواع دولتی think tank ها ارتباطاتی نزدیک با وزارت‌خانه‌های دولتی یا بنگاههای حکومتی دارند. بیش از دوسوم همۀ think tank های موجود در جهان، پس از ۱۹۷۰ و در پاسخ به موج «جهانی شدن» و به منظور تأمل در «مسائل جهانی» تشکیل شده‌اند. نکتۀ بسیار مهم در این میان آن است که گسترش موج حهانی شدن در دهۀ ۱۹۷۰ دولتها را با انبوهی از مسائل مستحدثۀ جدیدی روبرو کرد که نهاد دانشگاه، به واسطۀ تفکر سنتی علمی، از پرداختن به آن و ارائۀ راه‌حل‌های فوری برای آن عاجز بود. در اینجا دولتها به تشکیل و حمایت از گروههای کاری پرداختند که فراتر از دسته بندیهای رایج مسائل در نهاد رسمی علم (دانشگاه) مسائل عصر «پساجهانی شدن» را در دستور کار خود قرار داده و به دولتها در این زمینه، رهنمودهای مشخص و کاربردی ارائه دهند.

مجلۀ «نیویورک تایمز» در سال ۲۰۱۴ گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن، بسیاری از دولت‌های خارجی، نفوذ در think tank های ایالات متحده را «خریداری» می‌کنند. بر اساس این گزارش : «در سالهای اخیر، تعداد قابل توجهی از موسسات تحقیقاتی واشنگتن، دهها میلیون دلار از دولتهای خارجی دریافت کرده‌اند تا دولت ایالات متحده را به اتخاذ سیاست‌هایی که با منافع و اولویت‌های آن دولتهای خارجی انطباق دارد، ترغیب کنند».

  • گونه‌های مختلف think tank ها :

think tank  ها با تفاوت در ملاحظات ایدئولوژیک، تمایز منابع مالی، تنوع در تأکیدات موضوعی، و تفاوت مشتریان احتمالی هرکدام، از یکدیگر متمایز می‌شوند (singer,2010) بعضی از آنها نظیر بنیاد هریتاژ ( The Heritage Foundation) اصول محافظه‌کارانه را ترویج می‌دهند و برخی دیگر نظیر مرکز روندهای آمریکایی ( Center for American Progress) اهداف و ملاحظات حزبی را مدنظر دارند. برخی دیگر نیز به مانند موسسۀ تِلوس ( Tellus Institute) مسائل اجتماعی و زیست محیطی را کانون فعالیت‌های خودشان قرار داده‌اند. اینها عمدتا گروههایی مسإله‌محور(issue-oriented groups) هستند.

منابع مالی و مشتریان (کارفرمایان) think tank ها وجه ممیزۀ دیگر آنها از هم هستند. برخی از آنها مستقیما از کمک‌های دولتی، بهره‌مند هستند؛ در حالی که برخی دیگر، بر اعانه‌های شخصی یا سرمایه‌های خصوصی   و شرکتی، تکیه دارند. این امر تأثیر مستقیمی بر استقلال / یا وابستگی علمی think tank ها از دولت و نیز میزان تعلق خاطر آنها به این یا آن هدف یا مقصد شخصی و یا عمومی دارد. منابع مالی همچنین می‌تواند دامنۀ اثربخشی اندیشکده‌ها را تعیین کند. در ایالات متحده آمریکا برای مثال، برخی شرکت‌های سرمایه‌گذاری که می‌خواهند در انتخابات ایفای نقش کنند، یا حول موضوع خاصی افکار عمومی را هدایت کنند، یا برای کسب مناصب دولتی برای خودشان تلاش می‌کنند و یا صاحب موقعیتی رسمی هستند که می‌خواهند آن را تثبیت کنند؛ به سراغ اندیشکده‌ها می‌روند. در حالی که برخی دیگر از صاحبان سرمایه، هدفشان از مراجعت و یا حمایت از اندیشکده‌ها، تحت پوشش قراردادن اهداف آموزشی و تحقیقاتی، در حوزه‌ای خاص از دانش است. (singer,2010).

یک شیوۀ متداول طبقه‌بندی اندیشکده‌ها از این قرار است (Struyk, 2006) :

  • اندیشکده‌های مستقل مدنی که به عنوان سازمان‌های غیرانتفاعی با علایق مشخص ایدئولوژیک / یا بدون علایق ایدئولوژیک تأسیس شده‌اند.
  • موسسات تحقیقات سیاستی که وابسته به دانشگاهها هستند.
  • Think tank هایی که یا توسط حکومتها ساخته شده‌اند و یا دولتها حامی مالی آنها هستند.
  • Think tank هایی که توسط شرکت‌ها و بنگاههای سرمایه‌گذاری ساخته شده‌اند.
  • Think tank هایی که متعلق به احزاب سیاسی هستند و یا در حکم میراث شخصی – خانوادگی هستند.
  • Think tank هایی که منطقه‌ای یا جهانی هستند (هرکدام با برخی از ویژگی‌های بالا).

  • شاخص‌های سازماندهی درونی think tank ها :

یک موسسه think tank   می‌تواند  برخی از شاخص‌های زیر را در شیوۀ سازماندهی خودش به کار گیرد  (Struyk, 2006) :

  • اندازه و تمرکز موسسه:
  • بزرگ با تمرکز بر مسائل متنوع
  • بزرگ با تمرکز بر مسائل تخصصی
  • کوچک با تمرکز بر مسائل تخصصی

  • نحوه توسعه و تکامل موسسه: گامهای (کوچک)، سپس گامهای (از کوچک به بزرگ، با تمرکز بر پروژه‌های پیچیده تر) و سوم  گامهای (بزرگ و متنفذ در سیاست)

  • استراتژی مالی موسسه:

– جذب منابع مالی (منابع شخصی، شرکت سرمایه گذاری، بنیاد عمومی، هدایا و سپرده‌گذاری ، بودجه دولتی و عمومی، کمک‌هزینه‌ای، خرید و فروش سهام)

– الگوی تجاری (تحقیقات مستقل، قراردادهای تحقیقاتی، مشاوره‌های حمایتی)

– الگویی تعادلی بین تحقیق، مشاوره و حمایت  (

  • استراتژی حمایت think tank ها از اهداف بیرونی:

در برخی موارد، شرکت‌های بزرگ سرمایه‌ای و گروههای سیاسی، تشکیل   think tank ها، سازمان‌های حامی (جانبداری) و موسسات سیاستی را اقدامی مفید برای بهبود عملکرد خودشان قلمداد می‌کنند.

بر اساس گزارش موسسه «دیده بان دقت و صحت» ( Fairness and Accuracy in Reporting) هم موسسات سیاستی راست‌گرا و هم موسسات چپ‌گرا کم‌تر با این برچسب‌های ایدئولوژیک شناسایی شده اند. این نشان دهندۀ آن است که «کارشناسان» think tank ها وقتی دیدگاه خاصی را پی‌گیری می‌کنند، اغلب اوقات، تحت تأثیر علایق ایدئولوژیک قرار ندارند. حتی محصولات اندیشکده‌ها نیز برای انتشار، اغلب تحت عناوینی نظیر «تأملات کارشناسی»، «بازاندیشی»، «مراکز سیاستی» و «آموزش عمومی» طبقه بندی می‌شود که این نیز به معنای آن است که محتوایی که از درون think tank ها خارج می‌شود؛ در باور عمومی، محتواهایی است که برخلاف محتواهای پژوهشی – دانشگاهی، وابسته به سنت علمی خاص یا اهداف ایدئولوژیک خاصی نیست و جنبۀ عمومی دارد.

  • رویکرد اندیشکده‌ها به علم:

ظهور اندیشکده‌ها معلول گسستی عمومی در سیر کار علمی است. می‌توان نشان داد که رشد کمی و کیفی اندیشکده‌ها برآمده از توفیقی است که آنها در نثبیت رویکرد خاص‌شان به علم داشته‌اند. دربارۀ انقلابی در علم که حوزۀ عمومی علم را به الگوی کار think tank ها نزدیک کرده، صحبت بسیار است. اجمالا بر اساس روایتی که در این گزارش از تحول نگرش به علم از آکادمی‌های سده‌های میانه تا پژوهشکده‌های وابسته به دستگاههای دولتی در عصر ما داشتیم؛ می‌توان گفت که واپسین چرخه از این تحول، ظهور شکل خاصی از دانش است که «علوم استراتژیک» نامیده می‌شود. امروزه راهبرد‌پژوهی، نه تنها گونه‌ای مستقل از کار پژوهشی در رشته‌های مختلف علمی و در موضوعات مختلف است؛ بلکه علاوه بر این، تحت همین عنوان، رشته‌ای علمی نیز تأسیس شده و در دانشگاههای مختلف تدریس میشود. مطالعات استراتژیک، دانشی میان رشته‌ای از علوم سیاسی و روابط بین‌الملل تا جغرافیای سیاسی، اقتصادسیاسی، مدیریت و روان‌شناسی و علوم نظامی است. تبار این رشته به متون کهن استراتژیک نظیر «هنر جنگیدن» سان تزو  و نیز «درباب جنگیدن» کلازوویتس باز می‌گردد. (, ۲۰۰۱  Thomas Otte)  استراتژی پژوهان، به طور کلی، به دنبال پژوهش در الگوهای تکرار‌شونده‌ای هستند که بتوانند خصوصیات هر مورد منحصربه فرد را شناخته و رفتار و ظهورات بعدی آن را در خودش پیش‌بینی کنند بدون آنکه آن را لزوما ذیل الگویی بزرگ، طبقه‌بندی کرده و یا فروکاست داده باشند. در عصر مدرن، پیشینۀ نظری این گرایش، در تحولات منتهی به ظهور مکتب «رفتارگرایی» در روان‌شناسی و علوم اجتماعی دهۀ ۱۹۷۰ قابل ردیابی است.  مکتب رفتارگرایی به دنبال تلاش برای استخراج الگوهای تکرار شونده از رفتار انسانی و نیز از پدیده‌های اجتماعی شکل گرفت. رفتارگرایی، در ادامۀ راهش، در دو شاخۀ مجزا یکی در علم مدیریت و دیگری در علوم استراتژیک، بالیدن گرفت و این دو شاخۀ امروزه بزرگ و پر مشتری از علوم را در برابر آن سنت شناخته شده از علم قرار داد که در پی آن بود که انطباق امور را با ایده‌ای کلی از حقیقت، پی‌جویی کنند. در اینجا اما مساله، نه انطباق چیزها با حقیقت، بلکه نحوه کارکرد چیزها در واقعیت و پیش‌بینی تقررات بعدی آنهاست. علومی همچون دانش مدیریت، یا علوم استراتژیک، امروزه واقعا بر اساس درک سنتی، «علم» محسوب نمی‌شوند بلکه مجموعه‌ای از رهنمودهای عملگرایانه هستند که دربارۀ تناسب امور با واقعیت، نسخه‌هایی پیشنهاد می‌دهند. فارغ از سرنوشت این علوم در دانشگاه، عمومی‌ترین و قدرتمندترین کاربست عملی آن در اندیشکده‌ها رخ داد. جایی که خصوصا پس از تحولات جنگ سرد،  هریک از طرفهای مخاصمه، اندیشکده‌هایی تأسیس کردند یا گروههای کاری تشکیل دادند و آنها را مأمور کردند، رفتار رقیب را ارزیابی کنند و قدم‌های بعدی او را کاملا بر اساس ملاحظات عملی و تحولات واقعی، پیش‎‌بینی کنند. رفته رفته، دایرۀ وسیعی از موضوعات مختلف، در دستور کتار اندیشکده ها قرار گرفت. به نحوی که امروزه، برخی از اندیشکده‌ها حتی به کار توسعه و ترویج علوم استراتژیک مشغولند و بخشی از مسئولیت آموزشی و ترویجی دانشگاههای مدیریت، علوم سیاسی، علوم استراتژیک را عهده دار شده‌اند.

  • سازماندهی پژوهشی در درون think tank ها :

یک مؤسسۀ سیاستی، اغلب یک «مخزن» (tank)  در معنای فکری آن است. یک گروه کاری که شرکت‌کنندگانش را  از قرار گرفتن در معرض نفوذهای بیرونی، محافظت می‌کند، آنها را به چند شاخۀ تعریف شده (گروههای) تقسیم می‌کند و از طریق تمرکز کار بر موضوعات خاص، عقاید موجود اعضا در هریک از زمینه‌های مختلف را تقویت می‌کند. به این ترتیب، ایده‌هایی بنیادین، رادیکال، شگفت آور و حتی غیرقابل پیش‌بینی، در درون این گروههای کاری، ساخته و پرداخته می‌شود. ایده‌هایی که معمولا در مجامع رسمی علمی، به واسطۀ پایبندی به سنت‌های فکری از یکسو و نیز کار ذیل عناوین و سلسله‌مراتب از پیش موجود، معمولا یا خلق نمی‌شود و یا به کندی تولید می‌شود. think tank ها  بر خلاف گروههای علمی و آموزشی در دانشگاهها و پژوهشکده‌ها،  گروههای کاری خودشان را از میان اعضایی با زمینه‌های فکری و سوابق متنوع انتخاب می‌کنند و به این ترتیب، اجازۀ تقویت یک ایدۀ خاص را در درون یک کارگروه، نمی‌دهد و کار را از انحصار یک سنت علمی خاص، خارج می‌کنند.

ت. معرفی مآخذی که این گزارش به آن استناد کرده است:

  • پرتال اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  • پرتال اطلاع‌رسانی مرکز مطالعات عالی بین المللی
  • پرتال اطلاع‌رسانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
  • Diane Stone ‘Think Tanks and Policy Analysis’, in Handbook of Public Policy Analysis: 2006
  • Wikipedia, the free encyclopedia : university
  • Wikipedia, the free encyclopedia : think tank
  • Wikipedia, the free encyclopedia : strategic sciences
  • “Universities” in : Encyclopedia Britannica (11th ed.). 1911.
  • Marcia L. Colish, Medieval Foundations of the Western Intellectual Tradition, 400-1400, (New Haven: Yale Univ. Pr., 1997
  • Grendler, P. F. (2004). “The universities of the Renaissance and Reformation”. Renaissance Quarterly.
  • Anderson, Robert (March 2010). “The ‘Idea of a University’ today”History & PolicyUnited Kingdom: History & Policy. Retrieved ۹ December ۲۰۱۰.
  • How Think Tanks Became Engines of Royal Propaganda”Tablet Magazine. Retrieved ۲۰۱۷-۰۲-۰۷
  • Edmund Jan Osmanczyk and Anthony Mango, Encyclopedia of the United Nations and International Agreements.London: Routledge, 2004
  • Singer, Peter. “Washington’s Think Tanks: Factories to Call Our Own”. the Brookings Institution. Retrieved 13 August 2010.
  • Struyk, R. J. (2006). Managing Think Tanks: Paractical Guidance for Maturing Organizations (2 ed.). Budapest: OSI/LGI, Thes Urban Institute
  • Thomas Otte: “Educating Bellona: Carl von Clausewitz and Military Education”, in G.C. Kennedy & K. Neilson (eds): Military Education: Past, Present and Future (New York: Praeger, 2001)

 

دفتر پژوهش, گزارش‌های پژوهشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *