بنیاد حیات

معرفی دوره‌های آموزشی بنیاد حیات

۱- در پی ریزی فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری، خواه در جبهه حق و خواه باطل، همواره کسانی نقطه کانونی تحولات بوده اندکه ضمن شناخت زمانه نسبت به مشهورات و عادات نظری و عملی مردمان، بصیرت یافته و در پی اصلاح برآمده‌اند. داشتن بصیرت به اوضاع روز از برای انسان مسلمان ضروری است. به ویژه حالا که همه مردم سیاره زمین درپیچ وخم مسیرتاریخ واحدی گام بر می‌دارند، ضرورت این”زمانه آگاهی” بیشتر روشن می‌شود. (العالم بزمانه لا یهجم علیه اللوابس)

۲- انقلاب اسلامی ایران، در دوران عالم گیری و همه گیری تمدنی به وقوع پیوست، که سیطره و گریز ناپذیری و ساختارمندی‌اش برای همه انقلاب‌هایی که ساز مخالفت زده‌اند، سرنوشت واحدی را به هم زده است؛ مقابله فرسایشی، همسویی و در پایان پذیرش. چرا که این انقلاب‌ها به این توهم دچار آمده بودند که می‌توانند فرهنگ مستقل خویش را با تکنولوژی و مظاهر جذابی چون توسعه اقتصادی و دموکراسی جمع آورند. اما آرمان رهبران و پیروان انقلاب اسلامی اقامه اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم در ایران و درسراسر عالم بوده و هست و جنگ هم البته فرصتی دست نایافتنی برای تثبیت و اشاعه فرهنگ انقلاب مهیا نمود. اکنون سی و سه سال از انقلاب اسلامی گذشته است و راستش این است که ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با تمدن غرب روبرو شده‌ایم که «پس چه باید کرد؟» این پرسش خوبی است. اما در پاسخ آن اجمالاً باید دانست که با غفلت از لوازم ودشواری های استفاده ازثمرات شجره غرب، در خدمت اشاعه دین و دینداری، اصل شجره انقلاب اسلامی زیان خواهد دید. پس برای رهایی و مبارزه، اولین گام شناخت است.

۳- نظام واحد جهانی از طریق ساختارهای فرهنگی و ارتباطی‌اش، باعث رونق بازار شبهات در عرصه دین و دینداری است که نتایج مخرب آن نیز در افکار و فرهنگ ما ظاهر شده است. شناخت ابعاد ظاهری و باطنی غرب به عنوان خواستگاه این مباحث، ما را در فهم صحیح صورت مسائل و شبهات و پاسخگویی و پالایش حقیقت شیعی از ارزش‌ها و شهورات غربی، یاری می‌رساند.

۴- بی تردید آخرالزمان هم فرا رسیده و ما مشمول فتنه‌های آن هستیم. راه رهایی انقلاب اسلامی از فتنه‌های آخرالزمان، از گذرگاه‌ها و پرتگاه‌هایی می‌گذرد که پیش از همه تعیین نسبتی صحیح و به دور از غربزدگی با جبهه استکبار و غرب، حافظشان خواهد بود. پس برای درک عمیق و بی خدشه ازجبهه فرهنگی و سیاسی جهان امروز، نیازمند یک زمانه آگاهی علمی هستیم.

۵- از مهمترین دغدغه‌های تاریخی و نیز اهداف عالی انقلاب اسلامی، پی ریزی جامعه و تمدن اسلامی است تادر طلیعه آخرالزمان مقدمه و الگوی شایسته برای جامعه مهدوی موعود فراهم شود. این هدف مقدس به واسطه ظهور انسان‌های کاملی که بنیان عالم جدید را بر فکر و عمل خویش استوار می‌سازند، محقق خواهد شد. اما به نظر می‌رسد در حوزه نظری باید به برخی مسائل چون: مفهوم فرهنگ و تمدن و مؤلفه‌ها و مظاهر آن، علل ظهور و سقوط تمدن‌ها در تاریخ، ویژگی‌های تمدن غرب و علت ایجاد آن و شرایط فعلی این تمدن، نسبت صحیح انقلاب اسلامی و غرب، وظایف شیعیان در عصرآخرالزمان و مواردی از این دست که در سطوح بعدی و به وسیله پاسخ به این مسائل طرح خواهد شد، پاسخ داد. به هر تقدیر برای پایه گذاری بر مبنای اسلام ناچاریم که با یقینی برآمده از ایمان به اسلام و شناختی صحیح از زمانه قیام کنیم و در کنار این موفق جویی و به موازات آن لاجرم باب جهاد نیز گشایش می‌یابد تا اسلام بتواند از قدرت و حاکمیت لازم برای تأسیس جهانی بر مبنای قرآن برخوردار شود. چرا که جهان آینده بی تردید جهان اسلام است.

۶- بر اساس اندیشه امام خمینی (ره)، گام اول در رسیدن به آرمانشهر دینی و بازیابی دوران زرین تمدن اسلامی، تغییر در معادله قدرت و ایجاد حکومت شایستگان بوده و این امر تا استقرار جمهوری اسلامی ادامه یافت. اما کانون محوری توصیه‌های حضرت ایشان در سالیان حیات پس از انقلاب در حوزه‌های فرهنگی ـ ارزشی بود و بدین سان دومین ضلع منظور ایشان در رسیدن به جامعه و تمدن اسلامی، «ارزش» بود؛ چرا که با رواج باورهای اسلامی، دیگر ساحت‌ها شکوفا می‌شود. و فراخوان تاریخی برای «جنبش نرم‌افزار دینی و علمی»، «دانش» را به عنوان سومین مقدمه وجودی شکل‌گیری گفتمان انقلاب اسلامی معین می‌کند و این امر از آن رو مورد توجه است که در مثلث «قدرت ـ دانش ـ ارزش»، تکوین تمدنی ممکن به نظر می‌رسد و عدم اهتمام به این مرحله اخیر و خطیر نقطه کانون یک تأخیر تمدنی است.

نظام آموزشی دوره (درس‌نامه و اساتید)

مؤسسة حیات تعداد فراوانی دوره و طرح برگزار می‌نماید جهت آشنائی صرفاً به برخی از آن‌ها که نشان‌دهندة روی‌کرد کلی دوره و اساتید همکار است اشاره می‌شود:

دورة منادیان:

دوره آموزشی تربیتی منادیان

ضرورت:

  • در حوزة اندیشه انقلاب اسلامی:
    • ضعف در شناخت ماهیت انقلاب اسلامی در میان نخبگان آینده انقلاب اسلامی
    • عدم آشنایی جوانان با نظام فکری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری
    • فقدان درک صحیح از اسلام ناب و اسلام آمریکایی و تقابل این دو در میان اقشار مختلف به خصوص جوانان
    • فقدان بصیرت در مورد عدالت به عنوان محور حرکت انقلاب اسلامی و روح احکام اسلامی در بین جوانان
    • ضعف جدی در آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی متناسب با شرایط روز در بین جوانان
    • فقدان روح معنوی در فعالیت‌های آرمان‌خواهانه جوانان به واسطة عدم درک صحیح از رکن معنویت در حرکت اجتماعی اسلام
    • فقدان تصویر روشن از آینده انقلاب اسلامی در نگاه جوانان، متأثر از ناشناخته بودن ماهیت انقلاب اسلامی
    • منتقل نشدن آرمان‌های انقلاب اسلامی از نسل اول و دوم به نسل‌های بعدی
    • کم‌اطلاعی جوانان از تاریخ معاصر ایران به عنوان ظرف تاریخی انقلاب اسلامی
  • در حوزة دشمن شناسی:
    • فهم نادرست از تهاجم فرهنگی
    • سیطرة غرب‌زدگی در فضای فرهنگی دانشگاه‌ها
    • سیطرة غرب‌زدگی و روشن‌فکرزدگی در فضای علمی دانشگاه‌ها
    • جهت‌گیری غلط در سیاست‌های کلان به واسطه درک نادرست از تمدن غرب
    • سردرگمی و بروز تضادهای متعدد در حوزه‌های مختلف جامعه به واسطه درک نادرست از نسبت اسلام و غرب
    • ناکارآمدی راهکارهای مرسوم در مقابله با تهاجم فکری‌ـ‌فرهنگی و علمی غرب
    • انفعال در مقابل تهاجم فرهنگی علی‌رغم ظرفیت موجود جهت اقدامات تهاجمی علیه فرهنگ غربی
    • ناکافی بودن روش مرسوم پاسخ‌گویی به شبهات وارد بر دین، به واسطه عدم شناخت ریشه‌های آن
    • ناکارآمدی فعالیت‌های علمی در دانشگاه‌ها در حل مشکلات جامعه به واسطه مقهوریت در مقابل علوم غربی
    • آسیب‌های جدی اعتقادی در جوانان، متأثر از انفعال و مقهوریت در مقابل علوم غربی
    • عدم اطلاع کافی از تاریخ غرب به عنوان بستر ظهور مدرنیته
  • در حوزه علوم انسانی اسلامی:
    • عدم شناخت کافی از علوم انسانی اسلامی
    • بی توجهی به ضرورت تولید علم دینی
    • کم اطلاعی از روش‌ها و جریانات تولید علم دینی در کشور
    • عدم شناخت صحیح از چیستی و چرایی و چگونگی علوم انسانی اسلامی
    • خاموشی جریان تولید علوم انسانی اسلامی در دانشگاه‌ها و مراکز اموزشی
    • عدم انگیزه برای حرکت در جهت تولید علوم انسانی اسلامی
    • غفلت از تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی توسط علوم انسانی اسلامی
    • شبهات بسیار زیاد نسبت به امکان و تحقق علوم انسانی اسلامی
  • در حوزهٔ نظام سازی اسلامی و ارائه آن به سایر کشورهای اسلامی
  1. بیان مسأله
    • در حوزه اندیشه انقلاب اسلامی

نسل جوان به عنوان وارثان انقلاب اسلامی عهده‌دار حفاظت و حراست از انقلاب اسلامی است. جوانان تنها کسانی هستند که صلاحیت دارند ادامه مسیر انقلاب اسلامی را بر عهده بگیرند. از آنجا که انقلاب اسلامی صرفاً یک تحول سیاسی نیست؛ بلکه حرکتی است مبتنی بر معارف و آموزه‌های دینی که اندیشه‌ای در پس آن نهفته است، بدون شناخت ماهیت انقلاب اسلامی، حفاظت از آن ممکن نیست. اصولاً بدون شناخت، حفاظت محدود به چارچوب‌های ظاهری خواهد بود و با توجه به استراتژی دشمن‌ـ‌پس از ناکامی در براندازی سیاسی‌ـ یعنی استحاله انقلاب، این خطر بسیار جدی است. از سوی دیگر آموزه‌ها و معارف دینی که حقیقت انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهد و بدون آن انقلاب اسلامی، انقلابی همچون سایر انقلاب‌های جهان خواهد بود، در ظرف تاریخی خاصی ظهور و بروز کرده است.

شناخت کلیات این آموزه‌ها چندان دشوار نیست. دشواری مسأله در شناخت ظهورات اجتماعی این آموزه‌ها با دو ویژگی اصالت و کارآمدی در دوران معاصر است. اندیشه‌هایی که متناسب با شرایط روز باشد کم نیست. همچنین اندیشه‌هایی که دارای اصالت دینی باشند فراوان هستند. اما اندیشه دینی اصیل که کارآمدی متناسب با شرایط روز داشته باشد کمتر یافت می‌شود. نظام فکری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری تجسم اندیشه‌های دینی در ظرف تاریخی معاصر است که برای شناخت ماهیت انقلاب اسلامی و ادامه حرکت آن لزوماً باید به آن پرداخت.

جوانان بدون آشنایی با نظام فکری امام خمینی و مقام معظم رهبری قادر به ادای تکلیف تاریخی خویش در حراست از انقلاب اسلامی نخواهند بود. فقدان این شناخت موجب شده است که جوانان درکی از ماهیت، مبانی، مراحل و مقصد حرکت انقلاب نداشته باشند. بی‌اطلاعی از نقشه حرکت موجب سردرگمی برخی فعالیت‌های آرمان‌خواهانه، بلاتکلیفی در مقابل تهاجمات و قرار گرفتن در برنامه‌های دشمن گشته است. علاج ریشه‌ای انحرافات در برخی جهت‌گیری‌ها، به خصوص در تشکل‌های دانشجویی در گرو بصیرت یافتن جوانان نسبت به مسیر، مقصد و نقشه حرکت است. و این مهم متوقف بر شناخت اندیشه انقلاب اسلامی است که در نظام فکری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری عینیت یافته است.

  • در حوزه دشمن شناسی

بی‌اطلاعی از جبهة دشمن بعد از انقلاب موجب شد که توطئه دشمن تنها در فساد اخلاقی دیده شود. این امر موجب گشت که در اغلب حوزه‌ها جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های کلی از مسیر آرمان‌های انقلاب اسلامی منحرف شود. تضاد میان اهداف و آرمان‌های الهی با ساختارها و بسترهای اجتماعی برآمده از فرهنگ الحادی ادامه حرکت انقلاب را مختل ساخته است، و علاوه بر آن موجب بروز تعارض‌ها و تضادها در جامعه گشته است. مشخص نبودن نسبت ما با غرب در حوزه‌های مختلف موجب سردرگمی در تصمیم‌ها و اتخاذ سیاست‌های هماهنگ با استکبار جهانی گشته است. ناهنجاری‌های فرهنگی در جوانان در سالیان پس از جنگ ناشی از این سردرگمی است. و متأسفانه هنوز هم ریشة آن برای بسیاری ناشناخته است.

در این میان دانشگاه‌های کشور وضعیت ویژه‌ای یافته است. دانشجویان به عنوان مؤثرترین قشر جوان در حالی در دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنند که روشن‌فکرزدگی و غرب‌زدگی بر دانشگاه‌ها سایه افکنده است. نرم‌افزارها و علوم به عنوان زیربنای فکری مهندسی اجتماعی در چنین فضایی رقم می‌خورد و این امر موجب ناکارآمدی فعالیت‌های علمی در حل مشکلات و پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه گشته است. صرف‌نظر از ناکارآمدی دانشگاه در انجام اصلی‌ترین کارویژه خود، متأثر از فضای حکومت اندیشه‌های غربی، جوانان دانشجو قربانی آسیب‌های جدی بینشی و اعتقادی هستند.

اولین گام برای گذر از غرب‌زدگی، شناخت صحیح (و نه مقهورانه) غرب می‌باشد. انقلاب فرهنگی متوقف بر درک صحیح از غرب و شرایط و بستر تاریخی ظهور مدرنیته و نیز نسبت اسلام با دریافت غربی از عالم است. و مادامی که دانشگاه‌ها از اندیشه‌های غربی درکی صحیح نداشته باشند و فساد غرب را در اندیشه‌ها و ساختارها بازشناسی نکنند و از آن گذر ننمایند، نمی‌توان انتظار داشت که جوانان از فسادهای اخلاقی و فرهنگی غرب در امان باشند.

  • در حوزه تولید علوم انسانی اسلامی

پس از شناخت اهداف، ارمانها، تصویرپردازی از آینده و دشمنان داخلی وخارجی انقلاب اسلامی می‌بایست به سمت تولید علوم انسانی اسلامی به عنوان راه کار مقابله با دشمن ونرم افزار اداره جهان توجه شود. این که برای حرکت از وضع موجودمان به سمت وضع مطلوب قطعاً نیاز مندبه تئوری‌ها و نظریه‌های اسلامی به عنوان نرم افزار اداره هستیم.

بر اساس اندیشه امام خمینی، گام اول در رسیدن به آرمانشهر دینی و بازیابی دوران زرین تمدن اسلامی، تغییر در معادله قدرت و ایجاد حکومت شایستگان بوده و این امر تا استقرار جمهوری اسلامی ادامه یافت. اما کانون محوری توصیه‌های حضرت ایشان در سالیان حیات پس از انقلاب در حوزه‌های فرهنگی ـ ارزشی بود و بدین سان دومین ضلع منظور ایشان در رسیدن به جامعه و تمدن اسلامی، «ارزش» بود؛ چرا که با رواج باورهای اسلامی، دیگر ساحت‌ها شکوفا می‌شود. و فراخوان تاریخی برای «جنبش نرم‌افزار دینی و علمی»، «دانش» را به عنوان سومین مقدمه وجودی شکل‌گیری گفتمان انقلاب اسلامی معین می‌کند و این امر از آن رو مورد توجه است که در مثلث «قدرت ـ دانش ـ ارزش»، تکوین تمدنی ممکن به نظر می‌رسد و عدم اهتمام به این مرحله اخیر و خطیر نقطه کانون یک تأخیر تمدنی است.

در اینجا می‌خواهیم در عین عطف توجه به سایر علوم، به جایگاه رفیع علوم انسانی توجه کنیم. چرا که علوم انسانی به عنوان بنیانگذار در تمدن‌ها سر بر می‌آورد و و از همین رو متفکران بنیانگذار در هر تمدن به تقسیم‌بندی علوم دست زده و در هر دو تمدن اسلامی و غرب، بنیاد دانش‌ها را بر علوم انسانی نهاده‌اند، فارابی در تمدن اسلامی بنیاد دانش‌ها را بر”حکمت” واگوست کنت در تمدن غرب بر “جامعه شناسی” استوار ساخت. به نظر می‌رسد دستیابی به علوم انسانی اسلامی که خود شرط لازم وحدت حقیقی حوزه و دانشگاه ـ و نه صرف اتحاد آنها ـ می‌باشد، نیازمند وصول به منطق تولید دانش دینی و نهایتاً دستیابی به علم دینی است.

تحولاتی تحت عنوان انقلاب فرهنگی در پی کلید زدن مقدمات دانشگاه اسلامی، وحدت حوزه و دانشگاه و ایده‌هایی از این دست بود که علی‌رغم موفقیت‌ها، نتوانست کار چندانی از پیش ببرد و حتی به مرور، در بعضی زمینه‌ها نوعی رجعت به گذشته را تجربه کردیم و نیز دانشگاههای تلفیقی، علی‌رغم برخی موفقیت‌ها ناکامی‌هایی را تجربه کردند. حقیقت آن است که امروزه در دانشگاههای تلفیقی، دانشجویان کمتر قادرند پیوندی وثیق میان علوم روز و معارف اسلامی برقرار کنند و انگیزه‌ای برای ایجاد اندیشه و نظریه‌پردازی‌های بومی وجود ندارد. همچنین دائماً از سوی اندیشمندان جامعه و نظام تأخیر تمدنی در مسئلة تولید علم و اندیشه دینی و نتیجتاً تمدن سازی و جامعه‌پردازی دینی و قرآنی مورد تاکید بوده و از ا ین رو بی‌پاسخ ماندن فراخوان تاریخی رهبر انقلاب در آغاز دهه سوم، گرانبار از خسران و زیان است. در متن پاسخ رهبر انقلاب به نامه جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه قم آمده است که «باید تولید نظریه و فکر تبدیل به یک ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه شود»[۱] و بی شک توجه به مسئله علوم انسانی اسلامی، یکی از ابعاد مهم جنبش نظریه‌پردازی و تولید علم است.

برافروختن شعله دانش خواهی و نظریه‌پردازی در دانشگاه ایجاب می‌کند که تعاملات و گفتگوهای نخبگان نسل دوم حوزه و دانشگاه به مثابه حاملان این نهضت در قالب‌های ذکر شده در نامه فوق الذکر ایجاد شود و این‌ها، حول مباحثی اساسی همچون روش شناسی و منطق تولید دانش و کیفیت دسترسی به دانش دینی در شاخه‌های علوم صورت گیردو راهبردهای کلان در ایجاد تعامل و وحدت حوزه و دانشگاه، ایجاد دانشگاه اسلامی و شاخص‌های تولید فکر و نظریه‌پردازی در حوزه‌های دانش، معین شود.

دست‌اندرکاران دوره با اعتقاد به لزوم تأسیس دانشگاه اسلامی، باور دارند که اهتمام به مسئله «علم دینی» به مثابه یکی از ابعاد و اهداف انفکاک ناپذیر انقلاب فرهنگی و جنبش نرم‌افزار دینی و علمی و یکی از مقومات وجودی دانشگاه اسلامی و مقدمات وحدت حقیقی حوزه و دانشگاه باید مورد توجه صاحب نظران قرار گیرد – همانگونه که تاکنون در حد وسیعی چنین بوده و نظرات گوناگون و معتنابهی در این باب عرضه شده که متاسفانه هیچ‌گاه به شکل مدون عرضه نشده و به ندرت به نقطه محوری مباحث علمی اساتید و دانشجویان مبدل شده. در این راستا این دوره رسالت خود را علمی_ترویجی دانسته و بدنبال ایجاد دغدغه‌مندی و فضای جدید نسبت به مسئله اسلامی شدن علوم و دانشگاهها می‌باشد. بدین‌سان از یک سو قصد فرهنگ سازی و از سوی دیگر دغدغه تولید علمی دارد.

  1. اهداف
    • در حوزه اندیشه انقلاب اسلامی
      • آشنایی مخاطبان جوان با ماهیت انقلاب اسلامی
      • انتقال نظام فکری امام خمینی (ره) به جوانان
      • تبیین مختصات اسلام ناب
      • تبیین جایگاه عدالت در اندیشه امام خمینی (ره)
      • زمینه‌سازی جهت درک درست از آسیب‌های انقلاب اسلامی
      • تبیین جایگاه رکن معنویت در حرکت‌های آرمان‌خواهانه جوانان
      • ایجاد بینش نسبت به مراحل و آینده انقلاب اسلامی
      • انتقال آرمان‌های انقلاب اسلامی به مخاطبان جوان
    • در حوزه دشمن شناسی
      • انتقال درک صحیح از تهاجم فرهنگی
      • گذر از نگاه غرب‌زده
      • زمینه‌سازی جهت اصلاح سیاست‌های ادارة کشور
      • ایجاد بصیرت نسبت به ریشه‌های تضادهای موجود در جامعه
      • گذر از وضعیت انفعال به وضعیت فعال در مقابله با تهاجمات فکری و فرهنگی
      • تبیین نسبت اسلام و غرب جهت خروج از سردرگمی در تصمیم‌گیری‌ها
      • ایجاد بیداری نسبت به لایه‌های پنهان فرهنگ الحادی
      • آماده‌سازی مخاطبان دانشجو جهت فعالیت علمی صحیح در رشتة تخصصی
      • زمینه‌سازی جهت ارائه راهکارهای کارآمد در مبارزه با تهاجم فرهنگی
      • بررسی ریشه‌های فلسفی جریان‌های غربی

  • در حوزه تولید علوم انسانی اسلامی
    • تبیین چیستی و چرایی علوم انسانی اسلامی
    • اشنایی با رویکردهای مختلف علوم انسانی اسلامی
    • اشنایی با روش تحقیق در علوم انسانی اسلامی
    • نقش قرآن در نهضت تولید علوم انسانی اسلامی
  1. برنامه‌ها
    • در حوزه اندیشه انقلاب اسلامی
      • انقلاب اسلامی تنها پایگاه تمدن اسلامی
      • مسأله شناسی انقلاب اسلامی
      • نگاه تمدن ساز انقلاب اسلامی
      • آسیب شناسی تمدنی– فرهنگی انقلاب اسلامی
      • انقلاب اسلامی و دوران گذار
      • گذاره های تمدن اسلامی
      • سیر تاریخی فلسفه اسلامی
    • در حوزة دشمن‌شناسی
      • جلسات بررسی سیر تاریخ فلسفه غرب
      • جلسات بررسی مؤلفه‌های غرب مدرن
      • کلاس بررسی مبانی نظری تمدن
      • مباحثة جزوات آموزشی
      • پخش و نقد فیلم با موضوع غرب‌شناسی
      • ارائه سیر مطالعاتی در زمینه غرب‌شناسی

  • در حوزه تولید علوم انسانی اسلامی
    • جلسات بررسی ماهیت علم دینی
    • جلسات بررسی رویکردهای مختلف به علم دینی
    • جلسات نقش علم دینی در تمدن سازی
    • جلسات بررسی علم دینی –علم غربی
  1. جامعه هدف و قالب کار:

برآنیم در سطوح مختلف آموزشی و پژوهشی به مدت یک هفته به بیان سرفصل‌های اشاره شده بپردازیم و از این طریق زمینه بسط اندیشه انقلاب اسلامی در فضای علمی و فرهنگی نسل سوم و چهارم انقلاب را در کشور ایجاد نماییم و اندیشه انقلاب اسلامی را به عنوان سنت فکری پایان تاریخ بسط دهیم. از همین رو با گزینش ۱۰۰ نفر از طلاب نخبهٔ حوزه‌های علمیه و دانشجویان مهندسی، پزشکی و علوم‌انسانی کشور به حول و قوه الهی هشتمین دوره تربیتی آموزشی منادیان حکمت را با تفاوت‌هایی بنیادین در شکل و محتوا آغاز نموده‌ایم.

  1. شیوه برگزاری دوره:

در این دوره سعی می‌شود از اساتید برجسته استفاده گردیده و شیوه اداره کلاس‌ها نیز به صورت فعال و عمدتاً کارگاهی خواهد بود که معمولاً پیش مطالعه مبحث مورد در نظر به صورت مقاله یا کتاب قبل از ارائه بحث، بین دانشجویان توزیع و در مرحله بعد با سرگروه‌هایی که خودشان این مطالب را قبلاً خوانده‌اند مباحثه می‌کنند و پس از آن در کلاس درس استاد حاضر شده و مباحث استاد را می‌شنوند و در صورتی که هنوز ابهام و یا سوالاتی برای فرد مطرح شده باشد سعی می‌شود در جلسات شبانه از پیشکسوتان دوره دعوت به عمل بیاید تا به این سؤالات پاسخ دهند.

  1. برنامه‌های تربیتی – فرهنگی:

این گونه برنامه‌های فرهنگی در چهار محور معنویت، تقویت روحیه انقلابی و جهادی، نشاط و سبک زندگی اسلامی برگزار می‌گردد. که در راستای هر محور برنامه‌های مفصلی تدارک دیده شده است که از آن جمله به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

  • جلسات اخلاق
  • جلسات سخنرانی در محورهای بالا
  • برگزاری مراسم دعا و مناجات
  • برگزاری مسابقات ورزشی و تیراندازی و …
  • تبلیغات و رادیو اردوگاه و…
  • کرسی‌های آزاداندیشی با محوریت نقد حوزه و دانشگاه
  • آسیب شناسی نهادهای فرهنگی

 

آخرین دوره‌ها آموزشی, آموزش عمومی, مراکز و مؤسسات همکار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *